خدا نخواست میگیم خدا خواست
یه غمیه دائم تو چشمات بگو دلتنگت چی می خواد

چیه ی تو چشایی که خنده رو یادم داد

آخه چه غمیه از من پنهونه

غریبه شدم من دیوونه

بگو چرا دستات سرده زمستونه، زمستونه

همه چی یه جور دیگست همه جا یخ زدست

بین ما فقط نمایش عشقه

سلامتیه خودت که می دونم چی می خوای

اونی و که می خوای جدا بشه عشقه

باشه دوست ندارم همه چی سیاه شه

تصویر خوبت از هم بپاشه

آدمه دیگه می خواد جدا شه

باشه این دنیا باید یه جا نشون بده دنیاست

که خنجرش همیشه پشت ماست

خدا نخواست میگیم خدا خواست

موهات و تو خلوت می بافی

چقدر آخه تو بی انصافی

که داری با کارات قلبم و می شکافی

نکنه دلیل این خونسردی

اینه که به کس دیگه ای فکر کردی

نکنه که می خوای به گذشته ها برگردی، برگردی

می دونی چی میگم تو این ثانیه می خوام این نقاب و برداری باشه

نه دیگه به هیچکسی حتی خود خودم نگو هنوز منو دوست داری باشه

باشه دوست ندارم همه چی سیاه شه

تصویر خوبت از هم بپاشه

آدمه دیگه می خواد جدا شه

باشه این دنیا باید یه جا نشون بده دنیاست

که خنجرش همیشه پشت ماست

خدا نخواست میگیم خدا خواست

 

 
 
+ نوشته شده در  جمعه 1393/11/24ساعت 21:42  توسط ♠sohil star♠  |